خرید بک لینک

ثانیه، خود داغدار لحظه ی دیدار توست

لحظه ها در التماس و دیده ام بیدار توست

من تمام لحظه ها ،چون ضجه های گرگ شب

خفته در حلقوم مردی که فقط بر دار توست

می درد بغض گلویم ؛ سینه ی افسرده را

قلب بی تابی که تابش غمزه و تیمار توست

خود خدایی میکنی چون پادشاهی بر دلم

شاهواری شهنوازی ها همه کردار توست

چون شنیدی قصه ی "هذیان" ترین مرد زمین

حال فهمیدی که این هذیان چرا بیمار توست

برچسب: نویسنده: حدیث کریمی‌پور تاريخ: جمعه 20 ارديبهشت 1398 ساعت: 14:56

صفحه بندی